یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم

یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم بی صداکنم

تونگرانم نشو

همه چیزرا یاد گرفته ام

یادگرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه توباشی

یاد گرفته ام نفس بکشم بدون تو و یاد تو

یادگرفته ام که چگونه نبودنت رابا رویای با تو بودن

وجای خالی ات را باخاطرات باتو بودن پرکنم

تونگرانم نشو

همه چیز را یادگرفته ام

یادگرفته ام که بی توبخندم

یاد گرفنه ام بی تو گریه کنم وبدون شانه هایت

یادگرفته ام که دیگرعاشق نشوم به غیرتو

یادگرفته ام که دیگربه کسی دل نبندم

ومهمترازهمه یادگرفتم که بایادت زنده باشم وزندگی کنم

اماهنوزیک چیزهست که هنوزیادنگرفته ام

که چگونه برای همیشه خاطراتت راازصفحه دلم پاک کنم