وبسمتر هاست | ارائه دهنده خدمات میزبانی هاست ، دامنه و سرور
با عضویت در کانال تلگرام انجمن قاطی میتونید از آخرین اخبار انجمن و کلی مطالب داغ و جالب لذت ببرید! و هر هفته برنده جوایز ارزنده بشید! Id Channle:   @ghati_ir

نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: نامه زنی به شوهرش

  1. Top | #1
    سرپرست انجمن
    نامه زنی به شوهرشنامه زنی به شوهرشنامه زنی به شوهرشنامه زنی به شوهرشنامه زنی به شوهرشنامه زنی به شوهرشنامه زنی به شوهرش

    عنوان کاربر
    سرپرست انجمن
    تاریخ عضویت
    21.03.2015
    شماره عضویت
    2703
    محل سکونت
    dokhtar
    نوشته ها
    6,328
    تـــشـــکـــر
    1,596
    مورد پسند : 4,674 بار در 3,486 پست

    نامه زنی به شوهرش

    نامه زنی به شوهرش

    نمی دانم این نامه را باید به عنوان چه کسی بنویسم؟ شوهر سابق، دوست، پدر فرزندم یا هر چیز دیگر. تو خودت هر چه دوست داشتی، بگو. اما فقط خواهش می کنم نامه را تا انتها بخوان. دست کم به حرمت روزهای با هم بودن. به حرمت این که من و تو یک هدف مشترک داشتیم و داریم و آن خوشبختی «سامان» است. هر جای دنیا که باشیم، هر کدام مان، در هر شرایطی می دانم که خوشبختی سامان برای مان از هر چیز دیگری مهم تر است، حتی از خوشبختی خودمان. می دانم تو هم مثل من اگر پایش بیفتد خودت را به آب و آتش می زنی تا سامان پا بگیرد، قد بکشد، خوشبخت شود. بگذار اعتراف کنم که با همه اختلاف هایی که داشتیم، هنوز هم نمی توانم تو را فراموش کنم. اصلا تصمیم گرفته ام از این خانه که هیچ، از این شهر بروم. برای این که این جا ماندن و شب و روز با خاطرات و اشیایی که تو آن ها را لمس کرده ای سر و کار داشتن، اعصاب مرا خرد کرده است. یک آگهی زده ام که همه دار و ندار زندگی ام را می خواهم بفروشم. کتاب ها، سی دی ها، مبل ها، آن راحتی که تو رویش می نشستی و همیشه با کنترل تلویزیون بازی می کردی همه را گذاشته ام برای فروش! می دانم سرم کلاه می رود، اما بگذار برود! آدم بعضی وقت ها دوست دارد سرش کلاه برود! کلاه گشادی که تا چشم هایش را بپوشاند. فقط برای این که دنیا را نبیند. وقتی زن و شوهرهای جوان و خوشبخت را می بینم، لااقل تا یک هفته مثل دیوانه ها هستم...

    شنیده ام که تو هم گاهی همین حس را داری، نپرس که از کجا شنیده ای؟! کلاغ ها همه جای دنیا پرواز می کنند. دیشب با خودم فکر می کردم که شاید اگر این جا نباشم، همه راحت شوند. شاید پیش پای تو هم راهی به سوی آسایش و خوشبختی گشوده شود. برای این که با توجه به شرایط کنونی من برای تو جز مزاحمت و مغشوش کردن وضع زندگی ات هیچ حاصلی ندارم. من قدرت تحمل خوبی ندارم. از حق شناسی لبریز شده ام. می خواهم توی خیابان ها فریاد بزنم که به مردی بد کرده ام که مثل فرشته ها بود. لب های من خاموش است و نمی توانم به تو بفهمانم که چه قدر در مقابل تو خودم را حقیر و کوچک می بینم. دلم می خواهد معنی حرف هایم را بفهمی. من هنوز هم دوستت دارم. نه به این خاطر که به من کمک می کنی، نه به این دلیل که دورا دور مراقب ام هستی و من این را می دانم، نه به این خاطر که به من پول می دهی، نه! به خاطر خودت دوستت دارم. هر چند هیچ وقت عادت نداشتم که این حس را به زبان بیاورم و می دانم که تو چه قدر رنج کشیدی. چه قدر انتظار کشیدی در شنیدن یک دوستت دارم که من نگفتم و من بد کردم. ببخشید. این نامه نه منت کشی است نه درخواست دوباره برای بازگشت. فقط یک اعتراف نامه است. یک دریچه رو به احساسات زنی که شوهرش را دوست داشت اما قدرش را ندانست. یک خواهش نامه است برای مراقبت از سامان. چه می شد آن اشتباه ها را نمی کردی یا من آن اشتباه ها را نمی کردم؟! و حالا هم سامان را داشتیم و هم زندگی مان سامان داشت. خوشبخت باشی. هر جای دنیا که هستی.

    نویسنده: مرتضی اخوان

    امضای ایشان
    انجمن قاطی , انجمن تفریحی
    ✍ شَبی بیا با شِعر و شَراب و بوسه ای... ⇦
    شَراب مال تو ⇦
    شعر مال من ⇦
    بوسه هم..؟؟✍
    حالا بیا ببوسَمت بَعد با هَم کنار می آییم...


کلمات کلیدی این موضوع

انجمن قاطی , انجمن تفریحی مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
انجمن قاطی , انجمن تفریحی
© تمامی حقوق برای انجمن تفریحی قاطی محفوظ میباشد. ثبت شده در ستاد ساماندهی جمهوری اسلامی ایران. میزبانی شده توسط سرور های قدرتمند وبمستر هاست .