وبسمتر هاست | ارائه دهنده خدمات میزبانی هاست ، دامنه و سرور
با عضویت در کانال تلگرام انجمن قاطی میتونید از آخرین اخبار انجمن و کلی مطالب داغ و جالب لذت ببرید! و هر هفته برنده جوایز ارزنده بشید! Id Channle:   @ghati_ir

صفحه 3 از 9 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 89

موضوع: دفترچه خاطرات بچه های قاطی

  1. Top | #21
    سرپرست انجمن
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    سرپرست انجمن
    تاریخ عضویت
    05.05.2013
    شماره عضویت
    28
    نوشته ها
    15,434
    تـــشـــکـــر
    20,061
    مورد پسند : 14,823 بار در 9,108 پست
    یادمه کلاس اول دبستان که بودم خیلی موی بلند دوست داشتم.:135_01294564842:

    یه روز یه دختره زنگ زد خونمون با عمو جونم کار داشت!

    من تلفن رو جواب دادم گفتم نیست.

    وقتی عَموم اومد خونه گفت کی بود زنگ زده بود با من کار داشت؟

    گفتم: اسمشو نمیدونم عمو جون فقط میدونم موهاش بلند بود!
    انجمن قاطی , انجمن تفریحی



    هنوزم وقتی عمو جونم رو میبینم بهم میگه تو چطوری موهاشو از پشت تلفن دیدی؟!:6322_bi_dandon:
    امضای ایشان
    روزگاریست شیطان فریاد میزند ادم پیدا کنید
    سجده خواهم کردم ...
    چاکر شما نانی♥♥



  2. Top | #22
    سرپرست انجمن
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    سرپرست انجمن
    تاریخ عضویت
    05.05.2013
    شماره عضویت
    28
    نوشته ها
    15,434
    تـــشـــکـــر
    20,061
    مورد پسند : 14,823 بار در 9,108 پست
    کلاس دوم دبستان که بودم یه روز توی زیرزمین خونمون یه شیشه شیر پیدا کردم
    ازون شیشه قدیمیا که خیلی کلفت و چقر بود

    اونوقتا خیلی دوس داشتم بدونم شیشه چه شکلی میشکنه؟
    انجمن قاطی , انجمن تفریحی

    بعد زحمت کشیدم شیشه رو کوبوندم زمین و شیشه 150تیکه شد

    منم با دقت به خورد شدنش نگاه کردم
    انجمن قاطی , انجمن تفریحی

    بعد رفتم جارو بیارم شیشه خورده هارو جمع کنم اما از بخت بد پامو گذاشتم روی بزرگترین تیکه شیشه شکسته

    بعد واسه اینکه خون پام بند بیاد پامو گذاشتم توی یه تشت پُر آب
    حالا من توی زیرزمین هی صدا میکنم کسی صدای منو نمیشنوه

    خلاصه آخر داداشم میاد به باغچه آب بده میبینه صدای من میاد
    بدو بدو میاد تو زیرزمین میگه چی شده که میبینه من توی حموم وایسادم توی یه تشت پُر از خون و دارم میلرزم
    انجمن قاطی , انجمن تفریحی
    مامانمو صدا میکنه و خودش میاد بغلم میکنه
    انجمن قاطی , انجمن تفریحی
    مامانمم شیشه رو از توی پام درمیاره و پانسمانش میکنه تا شب که بابام بیاد و بریم پامو بخیه بزنیم

    جاتون خالی 8تا بخیه درشت خورد و من حسابی استراحت کردم و روزه هم نگرفتم
    انجمن قاطی , انجمن تفریحی
    امضای ایشان
    روزگاریست شیطان فریاد میزند ادم پیدا کنید
    سجده خواهم کردم ...
    چاکر شما نانی♥♥



  3. Top | #23
    کاربر تازه وارد

    عنوان کاربر
    کاربر تازه وارد
    تاریخ عضویت
    06.09.2013
    شماره عضویت
    248
    نوشته ها
    8
    تـــشـــکـــر
    16
    مورد پسند : 5 بار در 5 پست
    قشنگ بود
    ممنونانجمن قاطی , انجمن تفریحی


  4. Top | #24
    سرپرست انجمن
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    سرپرست انجمن
    تاریخ عضویت
    05.05.2013
    شماره عضویت
    28
    نوشته ها
    15,434
    تـــشـــکـــر
    20,061
    مورد پسند : 14,823 بار در 9,108 پست
    اومدم خونه خالم موندم که مراقب مادرشوهرش باشم

    مادرشوهرش صبح ساعت 8منو بیدار کرده میگه پاشو ناشتایی بخور

    از رختخواب بلند شدم میگه تو مدرسه نمیری؟
    میگم نه من دانشگاهم تموم شده اومدم پیش شما باشم

    میگه سرکار نمیری؟
    میگم نه کار ندارم

    میگه هیچ کاری نداری بکنی؟
    میگم نه فقط با کامپیوترم کار میکنم

    میگه خب پاشو برو ناشتایی بخور بیا خواستی تلویزیون ببینی تلویزیون ببین نخواستی همینجا بخواب
    از صبح هم هی ازم میپرسه چیزی نمیخوای؟ میوه خوردی؟ ناهار بیارم؟

    دچار دوگانگی شدم
    معلوم نیس من اومدم از اون نگهداری کنم یا اون از من نگهداری میکنه!!!!!!!!!!انجمن قاطی , انجمن تفریحی
    امضای ایشان
    روزگاریست شیطان فریاد میزند ادم پیدا کنید
    سجده خواهم کردم ...
    چاکر شما نانی♥♥



  5. Top | #25
    سرپرست انجمن
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    سرپرست انجمن
    تاریخ عضویت
    05.05.2013
    شماره عضویت
    28
    نوشته ها
    15,434
    تـــشـــکـــر
    20,061
    مورد پسند : 14,823 بار در 9,108 پست
    یادمه 7سالم بود و تازه خونمون رو عوض کرده بودیم

    یه فلاکس داشتیم ازینا که دکمه بالاشو فشار میدادی چایی میریختانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    قبل از اینکه خونمونو عوض کنیم همیشه توی فلاکسمون آب خنک میریختم و دهنمو میگرفتم زیرش دکمشو فشار میدادم و آب میخوردم:61312_Dr_._marya:

    واسه همین عادت داشتم به این کارانجمن قاطی , انجمن تفریحی


    وقتی اساسکشی کردیم ظهر که همه خواب بودن طبق عادت همیشه تا چشمم به فلاکس افتاد رفتم دهنمو گرفتم زیرش

    چشمتون روز بد نبینهانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    آب خودن از فلاکس هماناانجمن قاطی , انجمن تفریحی
    سوختن دهن و نصف صورت من هماناانجمن قاطی , انجمن تفریحی


    هیچی دیگه
    از ترس اینکه مامانم دعوام نکنه به هیشکی هیچی نگفتم
    صدام هم درنمیومد مبادا کتک بخورمانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    خلاصه فقط میلرزیدم از درد و سوزش
    مامانم که بیدار شد صورتمو دهنمو دید انقدر گریه کرد انجمن قاطی , انجمن تفریحیکه بچه اش اینهمه مظلومهانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    هنوزم وقتی واسه کسی تعریف میکنه خودش بغض میکنهانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    بعدشم منو بوس میکنه میگه خیلی خنگی آخه آدم از فلاکس آب میخوره؟!


    خب من چه میدونستم توش آب جوشه!انجمن قاطی , انجمن تفریحی
    امضای ایشان
    روزگاریست شیطان فریاد میزند ادم پیدا کنید
    سجده خواهم کردم ...
    چاکر شما نانی♥♥



  6. Top | #26
    مدیر بازنشسته
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    15.07.2013
    شماره عضویت
    137
    محل سکونت
    dokhtar
    نوشته ها
    4,085
    تـــشـــکـــر
    4,627
    مورد پسند : 3,113 بار در 2,294 پست
    راهنمایی که بودم روز معلم بود.دبیرا جای دانش آموزا بودن.ماهم جای اونا...!انجمن قاطی , انجمن تفریحی
    دبیر ادبیاتمون اومد کنارم بشینه...انجمن قاطی , انجمن تفریحیمنم فکر کردم دوستمه...!انجمن قاطی , انجمن تفریحیهیچی دیگه چشمتون روز بد نبینه!!!انجمن قاطی , انجمن تفریحی()" class="inlineimg" />
    صندلی رواز زیر پاش کشیدم!انجمن قاطی , انجمن تفریحیانجمن قاطی , انجمن تفریحی:
    کلی خندیدیم ولی دیگه بقیش شطرنجیه!انجمن قاطی , انجمن تفریحیانجمن قاطی , انجمن تفریحیانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    امضای ایشان
    سکوت...
    و دیگر هیچ...انجمن قاطی , انجمن تفریحی
    برو باباانجمن قاطی , انجمن تفریحیانجمن قاطی , انجمن تفریحی


  7. Top | #27
    مدیر بازنشسته
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    15.07.2013
    شماره عضویت
    137
    محل سکونت
    dokhtar
    نوشته ها
    4,085
    تـــشـــکـــر
    4,627
    مورد پسند : 3,113 بار در 2,294 پست
    بچه که بودم تقریبا یکی دو ساله...هر چی میشد میگفتم چرااااااااا/؟
    دیگه اینقدر این کلمرو گفته بودم که یه روز داییم اعصابش خرد شد دست منو گرفت برد کنار پنجره
    انجمن قاطی , انجمن تفریحیگفت یه بار دیگه بگی
    چرا از همین پنجره پرتت میکنم پایین..
    انجمن قاطی , انجمن تفریحیمنم گفتم چراااااااااا؟انجمن قاطی , انجمن تفریحیانجمن قاطی , انجمن تفریحیانجمن قاطی , انجمن تفریحی
    امضای ایشان
    سکوت...
    و دیگر هیچ...انجمن قاطی , انجمن تفریحی
    برو باباانجمن قاطی , انجمن تفریحیانجمن قاطی , انجمن تفریحی


  8. Top | #28
    سرپرست انجمن
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    سرپرست انجمن
    تاریخ عضویت
    05.05.2013
    شماره عضویت
    28
    نوشته ها
    15,434
    تـــشـــکـــر
    20,061
    مورد پسند : 14,823 بار در 9,108 پست
    امروز حسابی اوضاع ریخته بود بهم

    جاتون خالی بود

    از اتاق رفتم بیرون به بابا گفتم بابا میشه میز کامپیوتر رو جمع کنین؟ فقط جای منو تنگ کرده جا واسه میز طراحیم ندارم

    گفت باشه

    مامانم اخماش رفت تو هم

    مامانم که همش این مدت به من لطف داشت یهو طبق روال همیشه صداشو برد بالا و با فریاد گفت: نمیشه که اینجوری همش همه وسایل زندگی رو شماها به هم ریختین و ....

    جاتون خالی یه 45 دقیقه واسم داد زد

    منم برعکس همیشه عصبی شدم و حسابی داد زدم

    آخر هم که داشتم میرفتم تو اتاق یه نگاه به بابا کردم . گفتم دلم خنک شد داد زدم بعدم رفتم تو اتاق

    الانم دارم از سر درد زمین رو گاز میزنم
    امضای ایشان
    روزگاریست شیطان فریاد میزند ادم پیدا کنید
    سجده خواهم کردم ...
    چاکر شما نانی♥♥



  9. Top | #29
    سرپرست انجمن
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    سرپرست انجمن
    تاریخ عضویت
    05.05.2013
    شماره عضویت
    28
    نوشته ها
    15,434
    تـــشـــکـــر
    20,061
    مورد پسند : 14,823 بار در 9,108 پست
    آها انجمن قاطی , انجمن تفریحی

    الان نصف شبی مزاحم تلفنی اس داده بود من ندیده بودم
    جواب نداده بودم (که البت هیچوقت جواب نمیدم) یارو زنگ زد

    یه بار گفتم بله؟
    جواب نداد

    دفعه دوم صدامو خشن تر کردم گفتم بله؟
    باز جواب نداد

    دفعه سوم قاطی کردم عصبی با صدای بلند گفتم بلـــــــــــــــــــــــ ـــــــه؟؟؟؟؟!!!!!!!!
    یارو گفت یا ابالفضل

    بعد گوشی رو قطع کرد انجمن قاطی , انجمن تفریحی
    امضای ایشان
    روزگاریست شیطان فریاد میزند ادم پیدا کنید
    سجده خواهم کردم ...
    چاکر شما نانی♥♥



  10. Top | #30
    سرپرست انجمن
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    سرپرست انجمن
    تاریخ عضویت
    05.05.2013
    شماره عضویت
    28
    نوشته ها
    15,434
    تـــشـــکـــر
    20,061
    مورد پسند : 14,823 بار در 9,108 پست
    بیاین یه خاطره خوشکل براتون بگمانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    یکی بود یکی نبود

    یه روزی من داشتم واسه یه آقاهه عکسشو میکشیدم و نمیخواستم کسی بفهمهانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    واسه همین فقط ظهر ها که مامانم میرفت کلاس مینشستم و نقاشی میکردمانجمن قاطی , انجمن تفریحی
    :23352_dr_gholi:

    اون 1 ساعتارو که اون نقاشی رو میکشیدم خیلی دوس داشتمانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    خلاوووصهانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    تا نصفه نقاشی رو کشیدم و تقریباً صورتش و لباسش تموم شده بود که یهو... انجمن قاطی , انجمن تفریحی

    این وسط مسطا یه روز (دقیقاً تو همون 1ساعتی که من نقاشی میکردم) داداشم کلید انداخت و اومد تو خونه انجمن قاطی , انجمن تفریحی

    ازونجایی که کمدش توی اتاق من بود صااااااااااااااااااف اومد تو اتاق من و....انجمن قاطی , انجمن تفریحی

    چشمای قشنگتون روز بد نبینـــــــــــــــــــــ هانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    داداشم فکر کرده بود اون آقاهه که دارم نقاشیشو میکشم دوس پسر منه و عصبانی شده بود و نقاشی رو پاره کردانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    جاتون خالی یه فَس هم من کتک خوردم انجمن قاطی , انجمن تفریحیانجمن قاطی , انجمن تفریحیانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    بعداً که زنداداشم براش تعریف کرده بود که اون عکس مال صاحب انجمنمونه داداشم اومد عذرخواهی کردانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    ولی بهم گفت دوباره نقاشی رو نکشم و اگه ببینه بازم نقاشی رو پاره میکنهانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    خلاووووووصهانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    من باز پُررو پُررو نقاشی رو کشیدم انجمن قاطی , انجمن تفریحیو تونستم واسه تولد صاحبش کاملش کنمانجمن قاطی , انجمن تفریحیانجمن قاطی , انجمن تفریحی

    این وسط فقط اون کتکه رو نوش جون کردم که کاش با نون نوش جون میکردم سیر شم انجمن قاطی , انجمن تفریحی
    امضای ایشان
    روزگاریست شیطان فریاد میزند ادم پیدا کنید
    سجده خواهم کردم ...
    چاکر شما نانی♥♥



صفحه 3 از 9 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

انجمن قاطی , انجمن تفریحی مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
انجمن قاطی , انجمن تفریحی
© تمامی حقوق برای انجمن تفریحی قاطی محفوظ میباشد. ثبت شده در ستاد ساماندهی جمهوری اسلامی ایران. میزبانی شده توسط سرور های قدرتمند وبمستر هاست .