وبسمتر هاست | ارائه دهنده خدمات میزبانی هاست ، دامنه و سرور
با عضویت در کانال تلگرام انجمن قاطی میتونید از آخرین اخبار انجمن و کلی مطالب داغ و جالب لذت ببرید! و هر هفته برنده جوایز ارزنده بشید! Id Channle:   @ghati_ir

صفحه 1 از 9 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 89

موضوع: دفترچه خاطرات بچه های قاطی

  1. Top | #1
    کاربر خودمونی
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    تاریخ عضویت
    21.08.2013
    شماره عضویت
    214
    محل سکونت
    pesar
    نوشته ها
    559
    تـــشـــکـــر
    298
    مورد پسند : 748 بار در 410 پست

    دفترچه خاطرات بچه های قاطی

    سلام به همگی

    این تاپیک رو زدم که هرکی هر خاطراتی(می تونه از سایت باشه هم می تونه از زندگی خودتون خارج از سایت باشه)خواست رو بزاره.هرکی هرچی دلش خواست می تونه خاطره بزاره.چه شیرین چه تلخ.

    بعد 1.5 سال من تمام این خاطرات رو در دفترچه ی الکترونیک برای دانلود می زارم.

    لطفا اگه تاریخ وقوع خاطره رو می دونستید بزارید.:29:
    پس همین الان شروع کنید می خوام دفترچه بزرگی بشه.:29:

    این دفترچه بیادتون می مونه!!!
    :29:


  2. Top | #2
    مدیریت کل سایت
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    مدیر کل سایت
    تاریخ عضویت
    20.04.2013
    شماره عضویت
    1
    نوشته ها
    6,439
    تـــشـــکـــر
    18,972
    مورد پسند : 10,992 بار در 5,004 پست
    ممنون طرح جالبیست
    خودم حتما در اولین فرصت خاطرات خودم رو میزارم
    اینو هم اضافه کنم که کاربرا گه گداری بیان و یک خاطره بزارن خیلی بهترمیشهانجمن قاطی , انجمن تفریحی
    درضمن ایمن خان تاپیک تو قسمت تاپیک های ویژه قرار گرفت
    موفق باشید


  3. Top | #3
    کاربر خودمونی
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    تاریخ عضویت
    21.08.2013
    شماره عضویت
    214
    محل سکونت
    pesar
    نوشته ها
    559
    تـــشـــکـــر
    298
    مورد پسند : 748 بار در 410 پست
    با تشکر
    اینم خاطره خودم
    پارسال رفته بودیم آنتالیا تو ترکیه جاتون خالی هتلمون پنج ستاره آل بود یعنی 24 ساعت خوراکی آذاد ریخته بود حتی روزی 100 لیوان قهوه می خوردیم.هیچ پولی نمی دادیم البت نفری دو ملیون دادیم فقط برا هتل خخخخخخخخخخخخ
    حدود 4 کیلو اومد رو وزنم اما خیلی خوش گذشت!!!
    امضای ایشان


    مـی نـویــسَـم

    اِمـضـآ مـی کُـنَـم

    کـه دَر کَـمـالِ صِـحَـتــ و سَـلـامَـتـِـ عَـقـل

    دیــوآنـه اَتـــ شُـدِه اَم . . .


  4. Top | #4
    کاربر خودمونی
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    تاریخ عضویت
    21.08.2013
    شماره عضویت
    214
    محل سکونت
    pesar
    نوشته ها
    559
    تـــشـــکـــر
    298
    مورد پسند : 748 بار در 410 پست
    لطبا بزارین دیگه!!!
    امضای ایشان


    مـی نـویــسَـم

    اِمـضـآ مـی کُـنَـم

    کـه دَر کَـمـالِ صِـحَـتــ و سَـلـامَـتـِـ عَـقـل

    دیــوآنـه اَتـــ شُـدِه اَم . . .


  5. Top | #5
    کاربر خودمونی
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    تاریخ عضویت
    09.07.2013
    شماره عضویت
    119
    محل سکونت
    dokhtar
    نوشته ها
    986
    تـــشـــکـــر
    1,180
    مورد پسند : 805 بار در 565 پست
    جاتون خالی تو ماه رمضون بود

    ظهر داشتم با یکی میحرفیدم یه چی گف غش کردم از خنده همینطور ک میخندیدم


    یهو ی پشه رف تو دهنم.....هیچی دیه مام قورتش دادیم خون شد ب بدنم

    ههههههههه


  6. Top | #6
    کاربر خودمونی
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    تاریخ عضویت
    29.07.2013
    شماره عضویت
    165
    محل سکونت
    dokhtar
    نوشته ها
    771
    تـــشـــکـــر
    1,521
    مورد پسند : 968 بار در 552 پست
    یه استادی داشتیم که بهمون کارای دانشجویی میداد و حقوقش هم بد نبود، یه روز خواهر زاده ام اومد خونمون و شروع کرد با گوشیم بازی کردن، چشمتون روز بد نبینه، فرداش استادمون منو فرستاد حراست
    منم که از همه جا بی خبر، تازه اونجا فهمیدم که خواهر زاده ام هر چی اس ام اس +30 بوده رو فرستاده برای استادم، از قضا زن استاد هم اون اس ام اس ها رو دیده بوده و یه دعوای حسابی با هم کرده بودن
    بالاخره با پر در میونی خانواده و تعهد قضیه فیصله پیدا کرد ولی دیگه کار دانشجوییمون تعطیل شد که هیچ، دیگه هیچ استادی بهمون شماره نمیداد و میگفت: همون شماره استاد عزیزی رو داشتی کافیه:33_002:
    امضای ایشان
    روزی پروانه خواهیم شد ،بگذار روزگار هر چه می خواهد پیله کند .


  7. Top | #7
    مدیر بازنشسته
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    01.05.2013
    شماره عضویت
    27
    محل سکونت
    pesar
    نوشته ها
    4,798
    تـــشـــکـــر
    2,192
    مورد پسند : 6,259 بار در 3,352 پست
    ممنون!!!عالیه
    خب دیروز وبمو فیلتر کردن
    7 امین وبم بود که فیلتر شد!!!
    بیرون بودم یکی خبر داد که فیلتر شدی
    خیلی ناراحت شدم این وبمو 1 ماه نبود زده بودم
    خیلی دلم واسه وبم سوختانجمن قاطی , انجمن تفریحی(


    امروز با نازنین بیرون بودیمانجمن قاطی , انجمن تفریحی
    خیلی خوش گذشت!!!^_^
    استرس-ترس-خجالت همه اش قاطی بود!!!


  8. Top | #8
    کاربر خودمونی
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    تاریخ عضویت
    21.08.2013
    شماره عضویت
    214
    محل سکونت
    pesar
    نوشته ها
    559
    تـــشـــکـــر
    298
    مورد پسند : 748 بار در 410 پست
    یعنی خاطره گذاشتن اینقدر سخته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    امضای ایشان


    مـی نـویــسَـم

    اِمـضـآ مـی کُـنَـم

    کـه دَر کَـمـالِ صِـحَـتــ و سَـلـامَـتـِـ عَـقـل

    دیــوآنـه اَتـــ شُـدِه اَم . . .


  9. Top | #9
    سرپرست انجمن
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    سرپرست انجمن
    تاریخ عضویت
    05.05.2013
    شماره عضویت
    28
    نوشته ها
    15,434
    تـــشـــکـــر
    20,061
    مورد پسند : 14,823 بار در 9,108 پست
    یادمه 5سال پیش واسه امتحانای دانشگاهم رفته بودم خونه مادربزرگم مونده بودم (میگم یادمه چون یکم فراموشی دارم)

    یه روز که با خواهرم از امتحان برمیگشتیم پیشنهاد دادم پیاده روی کنیم تا خونه مامانبزرگ
    خواهرمم که با دوستش رگ گفتگوش باز شده بود بی چون و چرا راه افتاد پیاده بریم
    تو خیابون پایینی خونه مادربزرگم بودیم من داشتم جلوتر از خواهرم و دوستش میرفتم
    بدون اینکه چیزی بگم زنگ یه خونه رو زدم و به راهم ادامه دادم
    دیدم خواهرم اینا خیلی آروم دارن میان
    گفتم بچه ها زنگ خونه مردمو زدم بدویین
    انجمن قاطی , انجمن تفریحی
    اول باور نکردن
    بعد که قسم خورم باورشون شد

    2قدم اومدیم جلوتر یه پیرمرده با یه عالمه وسائل دستش یهو گفت خانوم چرا زنگ خونه مارو زدی!؟
    انجمن قاطی , انجمن تفریحی
    فکر کردم داره یه دستی میزنه
    گفتم خب حاج آقا شما دستتون بند بود من گفتم براتون زنگ رو بزنم
    :23352_dr_gholi:
    بنده خدا مونده بود باید بخنده یا دعوا کنه
    آخرم نتونست اخم کنه
    خندید و تشکر کرد و رفت تو همون خونه
    :59292_(5):


    ولی ازون به بعد خواهرم دیگه باهام پیاده روی نیومد
    انجمن قاطی , انجمن تفریحی
    امضای ایشان
    روزگاریست شیطان فریاد میزند ادم پیدا کنید
    سجده خواهم کردم ...
    چاکر شما نانی♥♥



  10. Top | #10
    کاربر خودمونی
    دفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطیدفترچه خاطرات بچه های قاطی

    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    تاریخ عضویت
    09.07.2013
    شماره عضویت
    119
    محل سکونت
    dokhtar
    نوشته ها
    986
    تـــشـــکـــر
    1,180
    مورد پسند : 805 بار در 565 پست
    چند.روز پیش زنگ زدم.ساندویچی برامون غذا بیاره یارو.گوشیرو برداشت با حالت خاصی گفت جاااانم؟؟؟؟

    منو میگی حول شدم گفتم یدونه.ماشین میخواستم.....

    یعنی بعدش از خنده ولو شدم.وسط اتاقانجمن قاطی , انجمن تفریحی))


صفحه 1 از 9 123 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

انجمن قاطی , انجمن تفریحی مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
انجمن قاطی , انجمن تفریحی
© تمامی حقوق برای انجمن تفریحی قاطی محفوظ میباشد. ثبت شده در ستاد ساماندهی جمهوری اسلامی ایران. میزبانی شده توسط سرور های قدرتمند وبمستر هاست .